
وباپ
تلویزیون


پخش رایگانساکاموتو از زندگی آرام بازنشستگی خود با خانوادهاش لذت میبرد. اما یک روز، همکار قدیمیاش از او میخواهد که به دنیای آدمکشان بازگردد.
پخش رایگاندر حین انجام یک ماموریت، ساکاموتو و شین با لو شائوتانگ، دختر یک رئیس مافیا، که در حال فرار است و توسط دوقلوهای آدمکش مورد هدف قرار گرفته، روبرو میشوند.
پخش رایگانهمکار سابق ساکاموتو با خبر جایزهای یک میلیارد ینی برای سر ساکاموتو از راه میرسد. برای امنیت، ساکاموتو خانوادهاش را به پارک شکر میبرد، جایی که او باید ضمن وانمود کردن به لذت بردن از یک روز تفریحی، حملات ترور را دفع کند.
پخش رایگانا از بین رفتن آدمکش سمّی، ساکاموتوها به جاذبهی بعدی میروند، جایی که توسط دوتایی آدمکش نهایی شرکت دوندنکای لیمیتد مورد کمین قرار میگیرند.
پخش رایگانساکاموتو در یک مبارزه تک به تک نفسگیر با بوئلد، تمام قدرت خود را به کار میگیرد. همزمان، اعضای اُردِر ماموریت دارند تا پروندهی یک قاتل سریالی که شکارچیِ قاتلان است را پیگیری کنند.
پخش رایگانهیسوکه ماشیمو، تکتیراندازی که در فقر دست و پا میزند، برای کسب شهرت و دریافت جایزهی تعیین شده، به دنبال ساکاموتو میگردد. اما از آنجایی که ساکاموتو را در ظاهر جدیدش تشخیص نمیدهد، سر از یک مسابقه پینتبال با ساکاموتو و شین در میآورد.
پخش رایگانیک گروه ناشناس از 'آزمایشگاه'، لو را با شین اشتباه گرفته و او را میدزدند.
پخش رایگاندرگیری در آزمایشگاه شدت بیشتری میگیرد، و ساکاموتو و شین تلاش میکنند تا کنترل بدنهایشان را از چنگال دانشمند دیوانه خارج کنند.
پخش رایگاننبرد بین تارو ساکاموتو و کاشیما ادامه دارد، زیرا آدمکش افسانهای برتری آشکاری داشت. از طرف دیگر، شین به نبرد خود علیه سبا ادامه داد و هیسوکه به نبرد پیوست و به آنها برتری داد.
پخش رایگانخسته از نبردشان، خدمه به یک حمام عمومی محلی میروند اما آنجا را برای استراحت بیش از حد خطرناک مییابند. بعداً، مردی مرموز به دنبال لو میرسد.
پخش رایگانخدمه برای فهمیدن اینکه چه کسی جایزه برای سر ساکاموتو تعیین کرده است، در یک رویارویی پرمخاطره در کازینو با ووتانگ روبرو میشوند. در همین حال، ایکس گروهی از قاتلان شرور را به سوی آنها میفرستد.
تارو ساکاموتو، که زمانی ترسناکترین آدمکش جهان بود، عاشق آئویی، کارمند فروشگاه، میشود. او با ترک گذشتهی خشونتآمیزش، بازنشسته میشود تا زندگی آرام و صلحآمیزی داشته باشد. اما دشمنان قدیمی تهدید میکنند که او را به زندگیای که فکر میکرد برای همیشه ترک کرده، بازگردانند.