
وباپ
تلویزیون


پخش رایگانهری دا سوزا مامور میشود تا پس از اینکه خوشگذرانی پسران دو خاندان جنایتکار رقیب به فاجعه میانجامد، ردپای آن را پاک کند. در این میان، رئیس ریچی استیونسون سعی میکند تقصیر را گردن کسی بیندازد و پدر سالار، کانراد هریگان، افرادش را برای اجرای یک نقشه گرد هم میآورد.
پخش رایگانهری باید با عواقب جلسه خانواده هریگان کنار بیاید.
پخش رایگانریچی حرکت خود را انجام میدهد و خانواده هریگان را به حالت آماده باش در میآورد. کنراد و میو بر سر ادی با یکدیگر اختلاف نظر پیدا میکنند اما بر سر یک نقشه دوم به توافق میرسند.
پخش رایگانهری به اصرار بلا به دیدار آنتوان میرود. فیسک و موکاسا به تبادل نظر درباره نظریهها میپردازند. کنراد که به وجود یک خبرچین مظنون شده، برای یک لطف به سراغ یان میآید. کوین یک اعتراف تکاندهنده میکند.
پخش رایگانکوین و هری در جستجوی بیمه و یک استراتژی خروج، سناریوها را ارزیابی میکنند. ریچی پیشنهادی میدهد. میو، در حال و هوای خودش، ضربه میزند.
پخش رایگاندر پی پیامدهای طرح ب، کنراد نمک روی زخم میپاشد و فیسک متوجه میشود: این جنگ است. میو به ادی درس شطرنج میدهد. ریچی طعمه را میگیرد. هری به دنبال سرافینا و برندن میگردد که سرکش شدهاند.
پخش رایگاندر کاستولدز، اوهارا به موضوع واضح و نادیده گرفته شده اشاره میکند. میو تغییر جهت میدهد و عزم کنراد را میآزماید. آلیس برای گرفتن کمک به جان مراجعه میکند. ادی و جینا منافع مشترکی پیدا میکنند. در حالی که زمان به سرعت میگذرد، هری اقدامات شدیدی انجام میدهد.
پخش رایگانمِیو برای صلح پیشقدم میشود. کوین در مورد عقلانی بودن نشستی با جیمی تردید دارد. تتِرسال یک راه ورود جدید به فیسک و موکاسا پیشنهاد میدهد. هری برای درخواستی سراغ کَت میآید و در همین حین، ریچی در میمون گناهکار به فکر وابستگی جدیدی است.
پخش رایگانبلا به لندن فرار میکند، در همین حین تاترسال کاری میکند که پاهای کوچک آلیس به رقص بیایند، کوین با گذشتهاش روبرو میشود و خانواده هریگان دور هم جمع میشوند تا یک شام خانوادگی معمولی میل کنند.
پخش رایگانکوین مشکلی را از میان برمیدارد. تاترسال به قولش عمل میکند، در حالی که ریچی خود را برای جنگ آماده میسازد. سرافینا با درک شرایط، با ملاقاتی موافقت میکند. میو رازها را فاش میکند. جان توجه هری را به خود جلب میکند. اینها رویدادهای قسمت پایانی هستند.
در حالی که دو خاندان جنایتکار رقیب در نبردی برای کسب قدرت با یکدیگر میجنگند و امپراتوریهایشان را در خطر سقوط قرار میدهند، هری دا سوزا، یک 'کارچاقکن' زیرک خیابانی که به خوبی میداند در زمان درگیری نیروهای متخاصم، وفاداریها به چه سمتی گرایش پیدا میکنند، در میان این آتش قرار گرفته است.